ماڵپه‌ری زانست، مێژوو و فه‌رهه‌نگ


هونه‌رمه‌ندێكی په‌یكه‌رتاشی سه‌قزی كه ساڵانێكی دوورودرێژه وه‌ك په‌یكه‌رتاش و شیوه‌كار رۆڵ ئه‌بینێت، له دوایین كاری هونه‌ریی خۆیدا، په‌یكه‌ری "ریتون"ی درووستكرد.هونه‌رمه‌ند "لوقمان كه‌ریمی" سه‌باره‌ت به هۆكاری درووستكردنی په‌یكه‌ری "ریتون" كه هه‌نووكه له پاركی "مه‌وله‌وی تاوه‌گۆزی" سه‌قز دانراوه، رایگه‌یاند: مه‌به‌ست له سازكردنی ئه‌م په‌یكه‌ره بایه‌خ و گرینگی‌دان به ئاسه‌واره مێژوویی و دێرینه‌كانی ناوچه‌ی سه‌قزه كه ئێستا له مۆزه‌خانه‌ به‌ناوبانگه‌كانی جیهاندا پارێزراون.ناوبراو له درێژه‌دا وتی: په‌یكه‌ری "ریتون" له سه‌رده‌می خۆیدا كاركردی جیاوازی بووه، به‌ڵام زیاتر له رێوڕه‌سمه ئایینیی‌یه‌كاندا كه‌ڵكی لێ وه‌رگیراوه و له زۆربه‌ی ناوچه‌كانی جیهان په‌یكه‌ری له‌م شێوه درووستكراوه، به‌ڵام ریتونه‌كانی كوردستان له بواری هونه‌ری به‌رز و شێوازی سازكردنیانه‌وه له‌چاو ریتونه‌كانی شوێنه‌كانی دیكه، سه‌رنجڕاكێش‌تر بوون.
كه‌ریمی له درێژه‌دا رایگه‌یاند: ده‌یان ساڵ پێش ئێستا له ئاكامی هه‌ڵدانه‌وه‌ی قه‌ڵای مێژوویی زێویه‌ی سه‌قزدا په‌یكه‌ره‌ی كۆمه‌ڵێكی به‌رچاو "ریتون" كه به گڵه سووره و گڵی رۆس سازكرابوون، ده‌ركه‌وتن و ئه‌م په‌یكه‌ره‌ش كه من درووستم كردووه نموونه‌یه‌ك له ریتونه‌كانی زێویه‌ن كه ئێستا له پاركی مه‌وله‌وی دانراوه.


نوشته شده توسط هه لۆ در ساعت 7:43 بعد از ظهر | لینک  | 


باعرض تسلیت وتاسف خدمت همه هنرمندان -هنردوستان وهم وطنان عزیز مسجد دومناره سقز شب جمعه ساعت ۱۱ درآتش سوخت-این رویدادناگوار که از بی مبالاتی ریس میراث فرهنگی وبی مسئولیتی مسئولان شهرمان صورت گرفته که این اثر تاریخی وفرهنگمان به خاطر صرفه جویی در حمل ونقلی که به دستورریس  میراث فرهنگی بدین عنوان که:خش وخاشاکی که ازبام مسجد برداشته بودند برای این سازمان هزینه کمتری داشته باشد به کارگران دستور داده بودنند که درسربام مسجد آتش بزنند که هزینه ی کمتری بردارد -متاسفانه بعد ازآتش زدن این پوشال درست خاموش نکرده ودر ساعت ۱۱ دوباره شعله ور گشته که باکمک مردم گریان کوچه ومحله وآتش نشانی آتش مهار می شود وکل سقف خراطی شده مسجد باقرآن-فرش -سجاده ودرب وسایل مسجد درآتش سوخت وچهار دیوار ازمسجد باقی ماند.

منبع سایت :  http://www.saghezart.com

نوشته شده توسط هه لۆ در ساعت 2:14 بعد از ظهر | لینک  | 

سرپرست گروه کاوش گورستان کشف شده در شهرستان سقز گفت: این گور قدیمی متعلق به هزاره قبل از میلاد است و در تپه ای مشرف بر روستای قپلانتو در بخش زیویه شهرستان سقز پس از حفاری غیر مجاز متجاوزان به آثار باستانی پیدا شده است.

با اشاره به کشف گورستان قدیمی در شهرستان سقز، اظهار داشت: در بررسی های اولیه از این گورستان قدیمی که در عرصه ای به مساحت 40 هکتار است، مشخص شد که قاچاقچیان حدود 40 تا 50 قبر را حفاری و اشیا درون قبرها را به غارت برده اند. وی افزود: بر اساس داده های سطحی که قاچاقچیان پس از حفاری قبرها از خود به جای گذاشته اند، به یک سری شواهد فرهنگی برخورد کردیم که ذهن ما را نسبت به پیرامون این گورستان بیشتر به خود مشغول کرد و به همین دلیل عملیات کاوش در این منطقه دنبال و پیگیری شد. سرپرست گروه کاوش ادامه داد: یافته ها و داده های سطحی بیرون آورده شده از گورها که توسط قاچاقچیان کار شده بود نشان از آن است که این اشیا متعلق به مادها است و با توجه به آشفتگی هنری که در هزاره اول قبل از میلاد در منطقه کردستان و جنوب آذربایجان در ارتباط با ماد، مانا، آشور، سکا و اقوام هزاره اول وجود داشت، یک موقعیت بسیار مناسب به وجود آورده که بتوان مقداری از گمشده های تاریخی و اختلافات تاریخی را به آن نسبت یافت. مهاجری نژاد با بیان اینکه نقشه برداری منطقه هدف انجام شده است، یادآور شد: با بدست آمدن داده های بیرون آورده شده از درون قبرها، تلاش می کنیم وضعیت منطقه را در رابطه با آثار باستانی آن بیشتر روشن کنیم و به همین دلیل برنامه ریزی برای ادامه عملیات کاوش منطقه در دست اجراست. شایان ذکر است در شهرستان سقز تاکنون 145 اثر فرهنگی، هنری، مذهبی و باستانی در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.


منبع مطالب بالا : خبر گزاری مهر

نوشته شده توسط هه لۆ در ساعت 2:3 بعد از ظهر | لینک  | 






با فلسفه "سیزده بدر" آشنا شویم





ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که عدد 13 نحس می باشد ، از نظر علمی عقیده ی آنها کاملا درست می باشد ! البته در رسانه های امروزی هیچ اشاره ای به اینگونه مسائل نمی شود و دلیل آن هم ترس از خرافی شدن عقاید و همچنین کم بودن سطح علمی جامعه می باشد .


در مورد روز و عدد سیزده دو اعتقاد متضاد وجود دارد:

1. این روز را نحس دانسته، به همین دلیل برای رفع بلا به دامان طبیعت پناه می‌بردند.
2. این روز را خجسته پنداشته و برای گذراندن بهتر این روز از طبیعت یاری می‌جستند.
ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس می‌دانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزه‌ها می‌روند و به شادی می‌پردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمهً (سعد) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعد از اسلام چون سیزدهً تمام ماه‌ها را نحس می‌دانند به اشتباه سیزده عید نوروز را نیز نحس شمرده اند. وقتی دربارهً نیکویی و فرخنده بودن روز سیزدهم نوروز بیشتر دقت و بررسی کنیم مشاهده می‌شود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده می‌شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که "تیر" نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می‌گویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی‌ بودن دورهً نوروز را به پایان می‌رسانیدند.

سبزه گره زدن

افسانهً آفرینش در ایران باستان و مسئلهً نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهً کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفته‌های حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفته‌های مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایهً همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت می‌کنند و علف گره می‌زنند. این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده "اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند". چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود می‌دانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب می‌آورند. دكتر نیك‌نام دربارة سابقة رسم گره زدن در روز سیزده به‌در می‌گوید: «برخی از آداب نوروز به آیین زرتشتی بازنمی‌گردد بلكه مربوط به باورهای مردمان آریایی است كه پیش از زرتشت در سرزمین ایران زندگی می‌كردند. طبق یكی از این باورها، بارندگی به فرشته‌ای به نام تِشتر مربوط است كه در آسمان‌ها به صورت اسب سپیدی در حال حركت است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی‌و باران در پیش است. به همین دلیل ایرانیان روز سیزدهم فروردین كنار سبزه‌ها و جویبارها می‌روند و به‌ویژه زنان كه نمایندة آناهیتا یعنی ایزدآب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمایت خود را از فرشتة باران نشان می‌دهند.»

امّا دكتر وكیلیان می‌گوید: «در گذشته جامعة ما جامعة بسته‌ای بوده است. زن همیشه در خانه بوده و
منتظر بوده تا به خواستگاری‌اش بروند. امروزه تغییراتی به‌وجود آمده اما در گذشته دختران نمی‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراین مهم‌ترین آمال و آرزوهای هر دختری در گذشته این بود كه شوهر خوبی بكند یا زودتر به خانه بخت برود. درباره دخترها این حرف وجود داشت كه: دختر كه رسید به 20، باید نشست و به حالش گریست. اینها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در 16، 17 سالگی باید به خانه بخت می‌رفت وگرنه مایه ننگ به حساب می‌آمد. اینها واقعیاتی بود كه وجود داشت. به همین دلیل دخترها به امامزاده می‌رفتند، سبزه گره می‌زدند و سفره‌های نذری پهن می‌كردند تا شاید نیروهای غیبی كمك كنند و شوهری برایشان پیدا شود زیرا دختری كه ازدواج نمی‌كرد جایگاهی در جامعه نداشت.»


درباره سیزده بدر

در کتابهای تاریخی و ادبی سده‌های گذشته، که رسم‌ها، آیین جشن‌های نوروزی کهن را یاد و یادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقیه، التفهیم، تاریخ بیهقی، مروج الذهب، زین الاخبار و نیز در شعر شاعران به ویژه شاعران دورهً غزنوی که بیشترین توصیف جشن‌ها را در بر دارد اشاره ای به "سیزده بدر" نمی‌یابیم. پرسش اینجاست که اگر در کتاب‌های تاریخی و ادبی گذشته اشاره ای به سیزده بدر و هفت سین نمی‌یابیم آیا این رسم‌ها را باید پدیده ای جدید دانست و یا این که، رسمی‌کهن است، و به علت عام و عامیانه بودن در خور توجه نبوده و با معیارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟ نگارنده حالت دوم را باور دارد. زیرا رسم و آیینی که بدین گونه در همه شهرها و روستاهای ایران همگانی است و در بین همهً قشرهای اجتماعی عمومیت دارد، نمی‌تواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. دیگر این که می‌دانیم کتابهای تاریخی و شعرهای شاعران، رویدادها و جشن‌های رسمی ‌را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بیان و توصیف می‌کرد. ولی سیزده بدر، رسمی ‌خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند (و نه شاه پسند) بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، تا "نحسی سیزده" آسانتر "در" برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمی‌کرد. و شاید "نحس" بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود. نحس و ناخوشایند بودن عدد 13 و دوری جستن از آن، در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از ملت‌ها، باوری کهن است. مسیحیان هیچ گاه سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمی‌خورند. در باور تازیان سیزدهمین روز هر ماه ناخوشایند است. ابوریحان بیرونی در جدول "روزهای مختار و مسعود و مکروه" در ایران کهن، روز سیزدهم ماه تیر را که (تیر نام دارد) منحوس ذکر کرده است. سالهای زیادی فروردین ماه اول تابستان بود. یکی از نویسندگان در خاطره‌های هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوین، دربارهً سیزده بدر می‌نویسد: روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و بازدید، به یک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد می‌گرفت و می‌گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمی‌خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آنچه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم می‌شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم. شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسم‌های کاتارها (بازماندگاه مانویان در اروپا، که ترکیبی از اندیشه‌های زردشتی، فلسفهً باستان و مسیحیت دارند) این پرسش را به ذهن می‌رساند که آیا هر دو ریشهً مشترک باستانی ندارند؟ کاتارها در روز عید "پاک" ( که برخی از سال‌ها به روز سیزده فروردین نزدیک است) از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار می‌گذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ می برند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی ‌کودکان است. سه شباهت، یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتند از:
1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربیعی است.
2- در روز سیزده و عید پاک کاتارها به صحرا و دامان طبیعت می‌روند.
3- بازی و سرگرمی ‌کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال.
شباهت دیگر دروغ‌های روز اول آوریل، با شوخی‌های سیزده بدر است. روز اول آوریل، هر چهار سال یکبار مصادف با روز سیزده فروردین است (و سه سال با 12 فروردین). پیشینه و انگیزهً برگزاری سیزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشیره‌های ایران، سیزدهمین روز فروردین، رسمی‌است که باید از خانه بیرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسی روز سیزده را بدر کرد. خانواده‌ها در این روز به صورت گروهی و گاه چند خانواده با هم غذای ظهر را آماده کرده و نیز آجیل‌ها و خوردنی‌های سفرهً هفت سین را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبیعت می‌روند و سبزهً هفت سین را با خود برده و به آب روان می‌اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخی و بازی کردن، دویدن، تاب خوردن و در هر حال جدی نبودن، از سرگرمی‌ها و ویژگی‌های روز سیزده است. گره زدن سبزه، به نیت باز شدن گره دشواری‌ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بیرون کردن نحسی است. این باور، معروف است که "سبزه گره زدن" دختران "دم بخت"، شگونی برای ازدواج و همسر یابی، می‌باشد. در فرهنگ اساطیر برای رسم‌های سیزده بدر، معنی‌های تمثیلی آورده: شادی و خنده در این روز به معنی فروریختن اندیشه‌های تیره و پلیدی، روبوسی نماد آشتی و به منزله تزکیه، خوردن غذا در دشت نشانهً فدیه گوسفند بریان، به آب افکندن سبزه‌های تازه رسته - نشانه دادن هدیه به ایزد آب یا "ناهید" و گره زدن سبزه برای باز شدن بخت و تمثیلی برای پیوند زن و مرد برای تسلسل نسلها، رسم مسابقه‌ها به ویژه اسب دوانی - یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشکسالی است.
این باور همگانی چنان است که اگر خانواده ای نتواند به علتی تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ویژه با دگرگونی‌های جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، "برای گره زدن سبزه و بیرون کردن نحسی سیزده" به باغ یا گردشگاه عمومی ‌می‌رود. با دگرگونی‌های صنعتی، شغلی، بزرگ شدن شهرها، فراوانی وسیله‌های آمد و رفت سریع السیر، وسیله‌های ارتباط جمعی و... به ناگزیر شهرداری‌های شهرهای بزرگ، دشواریهای آمد و رفت را پیش بینی می‌کنند. فراوانی اتومبیل و دیگر وسیله‌های آمد و رفت موتوری و نیز وسعت خانه سازی‌ها و شهرسازی‌ها، باعث شده که خانواده‌ها، سال به سال راه دورتری را برای "سیزده بدر" پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاری بیابند. روز سیزدهم فروردین مانند شب آخرین چهارشنبة سال اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه‌ سوری به استقبال نوروز می‌رویم، با سیزده به‌در نوروزمان را بدرقه می‌كنیم.
نوروز كه مراسمش محفلی خانوادگی دارد، با دو حركت اجتماعی و عمومی‌از خانه‌ها به خارج راه می‌یابد، با دو آیین سنتی كه نشان از همبستگی جمعی دارند.





***************************************************************

منابع:
http://www.seemorgh.com/culture/default.aspx?conid=4789&tabid=2082
http://tarikhema.parsiblog.com/Posts/446/فلسفه+سيزده+بدر+در+ايران+باستان/


برچسب‌ها: 13 بدر
نوشته شده توسط هه لۆ در ساعت 7:55 بعد از ظهر | لینک  | 

در سال ۱۸۴۴ میلادی کسی فکر نمی کرد که این جعبه ( دوربین عکاسی ) بیرون از دربار قجری تا اقصا نقاط سر حدات کشور با نگاه جادویی و گزارشگرش لحظاتی را ثبت کند که تصاویر مستندی از اوضاع و احوال زمانه ی خود باشند و در دو قرن پس از خود در عصر تکنولوژی هسته ای و اکتشافات فضایی به مثابه ی اسناد غیر قابل انکار و قابل اعتمادی برای اثبات هویت گروههای مردمی در این کشور پهناور به کار آیند .

دو بانوی کلیمی سقزی

دو بانوی کلیمی سقزی

دوربین عکاسی تا پایان قرن نوزدهم میلادی به میان قبایل و عشایر مهجور در کوهستان های یاغی و پربرف و اجتماعات پراکنده در دشت های تب دار و ترک خورده ی مرکز و سواحل دریای شمال و جنوب ایران راه یافت .
خارجی ها آورنده ی این پدیده ی مدرن بودند ، آنها دوربین به دست از شاه و گدا ، ارباب و رعیت ، سران عشایر ، محکومین و … عکس می گرفتند با این حال در ایران مردان هرگز راضی به این امر نبودند که زنان ، مادران ، خواهران و متعلقاتشان جلو دوربین های اجنبی بروندو عکس بگیرند .
دربار سلطنتی دارای دوربین عکاسی و عکاسباشی مخصوص بود ، همانطور که گفته شد اتباع خارجی مقیم ایران و میسیونرهای مسیحی آمریکایی ، آلمانی ، فرانسوی و غیره نیز این امکان را داشتند که از اماکن و ابنیه و مناظر طبیعی و جغرافیایی و همچنین مردان و بعداً زنان تصاویری را ثبت کنند و اولین عکسهای تاریخ عکاسی ایران را پدید آورند که عکاس مشهور روس آنتون سریوگین از ان جمله است .

البته لازم به ذکر است که عکاسی در مناطق غربی و شمال غرب به علت تمرکز اجتماعات اقلیت های دینی مانند یهودی ها ، ارمنی ها و آشوری ها ی مسیحی در ارومیه ، سنندج ،کرمانشاه و تبریز و حضور دفاتر نمایندگان مذهبی مسیحی در این شهرها کمابیش همزمان با پایتخت (تهران) آغاز شده است . گرچه خارجیان هنر عکاسی را به کردها نیاموختند اما هر چه باشد این دیده ی جالب  و عالی مدرن را به مناطق سرد کوهستانی کردستان آوردند و توانستند سران عشایر کرد را که در دو سوی خطوط مرزی ایران – عثمانی برای ادامه ی حیات خانواده ی چند همسری و کثیر الاولاد خود وامرار معاش سایر افراد عشیره به پرورش دام و کشاورزی اشتغال داشتند به جلو دوربین عکاسی بیاورند واز آن ها تصاویری ماندگار ثبت کنند .
به یمن وجود همین عکاسان خارجی ما می توانیم تصاویری از افراد مشهور قرن گذشته را روی میز کار ، آلبوم و کتاب های تاریخی ، آلبوم و کتاب های تاریخی ، و یا مجلات ایرانی و حتی خارجی داشته باشیم برای نمونه عکسی از آقای حسن جوانمردی رئیس ایل “گه ورک ” که در یک مجله ی آمریکایی به نام (Time) است. (۳) مولفین و محققین ایرانی ، عرب ، ترک و اروپایی  و امریکایی  در کتاب های خود که مربوط به تاریخ و فرهنگ کردستان می باشد از این عکسها استفاده ی شایانی کرده اند مثلا ” واسیلی نیکیتین ” محقق شهیر و کرد شناس روس که در سال های جنگ جهانی اول در کردستان اقامت داشته عکس های منحصر به فردی  از کردهای ایران را در کتاب خود آورده  که سوژه  های متعدد و قابل توجهی دارند مثلا کردهای مسیحی “سلیمان خان زرزا ” ” کریم خان هرکی ” ، ” اسماعیل آغای شکاک ” (سمکو ) ، “حزنی ” شاعر معروف و … (۴) این عکس های زیبا و تاریخی علاوه بر قدمت ، فرصتی فراهم می آورد تا در زمینه ی مردم شناسی تحقیقات دقیق تر و به همان اندازه قضاوت صحیح تری صورت پذیرد .نیمه ی دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم دوره ی اقتدار و نفوذ مشایخ و سادات به عنوان رهبر معنوی و تا حدی دنیوی رعایا و جوامع روستایی و نیمه روستایی یا بهتر است بگوئیم نیمه شهری کردستان می باشد .مشایخ و رهبران طریقت قادری و نقشبندی به این پدیده  (عکاسی ) چندان روی خوش نشان ندادند وبه همین سبب تصاویری از مشایخ و سادات قرن نوزده در کردستان _بجز یکی دو مورد _ در دست نیست . قدیمی ترین عکس ها از مشایخ کردستان مربوط به اوایل جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ م _۱۲۹۳ش)و تصویری از” شیخ بابا سعید” و “شیخ شمس الدین برهانی ” می باشد که به دست سربازان مهاجم و اشغالگر عثمانی در روستای غوث آباد مکریان کشته شد (۵) عکس دیگری که مربوط به “شیخ احمد قادری ” است که در زمان “کریم خان اختیار الدینی ” حاکم بانه” برداشته  شده است . عکس های دیگر مثلا از ” شیخ حسام الدین نقشبندی ” ، “شیخ محمود برزنجی “و دیگران مربوط به سالهای اولیه قرن بیستم و مخصوصا بعد از جنگ جهانی اول است.در این دوره چهره ی عشایر و سران آنها به تعداد زیادی به تصویر کشیده شده اند برای نمونه از افراد ایل ” فیض الله بیگی” ایل ” دبوکری “(۶) ، ایل گلباغی “(۷)و “منمی “(۸) عکسهای زیادی در دست است .
از سوی دیگر عکاسان زیادی که از دارالحکومه و منسوبین دولتی بودند به مناسبت  های رسمی و به همراه هیات های دولتی به ولایات و بلاد تابعه سفر می کردند ، از محترمین شهری و بازاری و معتمدین حکومتی و حکام عکس می گرفتند . مثلا عکس هایی که در آرشیو کاخ گلستان در تهران نگهداری می شوند و در بر گیرنده ی تصاویر از اقشار بالای حکومتی و صنفی مناطق مختلف کردستان می باشد ، از این دست عکس ها هستند .

جمعی از اعیان و معتمدین سقز

برای نمونه یک عکس منحصر به فرد از” مجید خان اردلان ” حاکم سقز و پسر ارشدش” سیف الدین خان “به همراه جمعی از رجال بلند پایه دینی و حکومتی و صنفی در سقز موجود است که حداقل به ۱۵ تا ۲۰ سال قبل از انقلاب مشروطه(۱۹۰۶م_۱۲۸۵ش) تعلق دارد.
پس از اتمام جنگ جهانی اول (۱۹۱۹م_۱۲۹۸ش)و پایان سلطه ی قجری و روی کار آمدن سلسله ی پهلوی (۱۹۲۵م_۱۳۰۴ش) قیامهای عشایر کرد در هم شکسته شدند ، “سمکو “،”اقبال السلطنه ماکویی” ، “حبیب الله خان منمی “،” سردار رشید ” ، ” جافر سلطان ” و “قدم خیر خانم لک” سران این قیام های عشایری بودند ، رضا شاه پهلوی با فارغ شدن از سرکوب این عشایر که با همکاری و مساعدت دیگر عشایر منطقه صورت پذیرفت سیاست ” تخته قاپو ” کردن یا اسکان عشایر در شهرها را اعمال کرد . سران عشایر سر سپرده که عامل سرکوب دیگر عشایر ناراضی در کردستان بودند در شهر ها با کسب عناوین و القاب حکومتی واحکام صادره از سوی دولت مرکزی (تهران) مصدر امور شدند .
همزمان در این دوره فرمان کشف حجاب و پوشش یکدست برای تمام آحاد مردم صادر شد .
سربازگیری از دیگر تحولات این دوره بود ، عکاسان در این دوره با فراغ بال تصاویر متعددی را با مضامینی همچون سفر “رضا شاه” به منطقه ، افتتاح جمعیت شیر و خورشید، افتتاح دخانیات ودیگر اماکن عکاسی کردند .
در این زمان “پرویز خان ارمنی ” از مسیحیان آذربایجان و ساکن شهر سقز عکس های متعددی را با سوژه های مختلف ثبت نمود ، در این عکس ها زنان حضور زیادی دارند ،زنانی که بی حجاب هستند و همراه همسران خود در جلو دوربین ظاهر شده اند ، البته زنان بومی بسیار دیرتر از این دوره در عکس ها دیده می شوند ، عرف اجتماعی، زنان را از حضور بی پروا و آزاد در مقابل دوربین باز می داشت ، زنانی که با سر و روی باز در جلوی دوربین ایشان نشستند و عکس گرفتند کارمندان دولتی غیر بومی بودند و به ندرت بانویی سقزی را در میان آنان می بینیم حتی در زمان کشف حجاب درعکسی که از سقز گرفته شده چند زن کرد را می بینیم که محجبه هستند و از روی  پوشش ظاهری انها می توانیم قضاوت کنیم که از یهودیان هستند .

کاروانسرای اتحاد سقز

“پرویز خان” از رجال مذهبی و صنفی و حکومتی سقز تصاویر زیادی را برای ما بر جای گذاشته است :عکسی منحصر به فرد از “شیخ رئوف ضیایی” (خزانه دار کل ایران در دهه ی سی شمسی) ومجموعه ی دیگری از عکس های قدیمی سقز با دوربین او برداشته شده اند ، لازم به ذکر است که مسیحیان (ارمنی و نستوری )در کردستان جزو اولین ایرانی هایی بودند که از اتباع خارجی ساکن در کشور هنر عکاسی را آموختند و “پرویز خان یکی از این افراد بود ، مشارالیه در سالهای جنگ جهانی دوم مقیم سقز بود و عکسهایی را  از افسران بلند پایه دولتی و سران عشایر موافق و مخالف دولت به تصویر کشید  و به این دلیل که مورد تائید فرمانده ی پادگان سقز بود توانست در سحرگاه روزی که هفت نفر از سران عشایر سقز را که به اتهام همکاری با جمهوری کردستان که در مهاباد و شهرهای اطراف آن برپا شده بود اعدام کردند،عکسی از اجساد بی جان آنها که از دار اویخته شده بودند تهیه کند که در چندین کتاب تحقیقی و تاریخی مربوط به آن دوره چاپ شده است.(۹)
نامبرده که در محل کنونی عکاسی مهتاب ،عکاسخانه ای دایر نموده بود ، در همان سالها سقز را ترک کرد اما در همان دوره “داوود عکاس” که از کلیمیان سقز بود در طبقه ی دوم کاروانسرای “تاژه وانچی” (سرای اتحاد ) عکاسخانه داشت.
“داوود “از جوانان سقزی علاقمند به این هنر بود او در فاصله سالهای ۱۳۲۰_۱۳۳۰توانست عکس های منحصر به فردی از عشایر سقز ، مراسم و مناسبت های دولتی مانند رژه پیش آهنگی و مضامین دیگر را تهیه کند . در سال ۱۳۳۰شمسی داوود عکاس از سقز رفت و به اسرائیل مهاجرت کرد . اما دوربین و دیگر وسائل مورد نیاز عکاسی را به اقای “حسین عطایی ” فروخت . اقای عطایی تا سال ۱۳۴۰ در همان جا (طبقه ی دوم سرای اتحاد )مغازه ی عکاسی داشت . در این زمان اقای “اسماعیل خان فرخی “که از بوکان آمده بود در مکان کنونی داروخانه اعتمادپور _میدان انقلاب _ هه لو) عکاسخانه اش را افتتاح نمود اما زیاد دوام نیاورد و کارش به تعطیلی کشید (۱۳۴۳ ش ) بعدها اقای “عباس خان فرخی”که فرزند ایشان بود به مدت محدودی مغازه ی عکاسی اش را دایر نمود اما او هم دوام نیاورد و عکاسی اش را تعطیل کرد . از سال ۱۳۴۲ شمسی دوران طلایی عکاسی سقز آغاز می شود ،”سید امیر تهامی ” آغازگر این دوره ی شکوفاست . او که در دوره ی نوجوانی به عکاسی علاقمند می شود با یک دوربین ابتدایی و ساده با مارک(Box)که در سنندج به قیمت ۱۵ تومان خریداری شده بود به صورت آماتور شروع به تصویر برداری از مناظر طبیعی نمود او به توصیه ی یکی از دوستان تبریزی اش که از خانواده ی هنرمندی بود اقدام به تاسیس عکاسخانه نمود و نام آنرا عکاسی” پریسا ” گذاشت .عکس های “تهامی ” از مضامین متنوع و ناتورالیستی برخوردار است . علاوه بر این عکس های او رنگ و بوی ژورنالیستی هم داشت . ثبت لحظات، فصول ، باغها و بستانهایی که اکنون اثری از آنها باقی نمانده ،افرادی بسیار عادی از اقشار مختلف مردم و حتی فرودستان (گداها) بدون دریافت کمترین مزدی از یادگارهای این دوره از عکاسی سقز است .

 

حاجی شجیع- عکاس پرویز خان

در سال ۱۳۵۴ عکاسی توسط مرحوم “مظفر ضمیران ” خریداری شد و از ان زمان تا سال۱۳۸۴ که قریب به ده سال از مرگ ایشان می گذرد “پریسا “همچنان پابرجاست و امورات ان را به صورت نیمه وقت اقای ” خالد رحیم پور ” انجام می دهد . اقای “تهامی” پس از واگذاری ان به مرحوم”ضمیران” ، دوباره اقدام به برپایی عکاسخانه ی دیگری به نام تهامی که  بعدً به “آروین” تبدیل شد ، در مجاورت حسینیه ی سقز نمود از دیگر اقدامات نامبرده تلاش برای ایجاد سندیکای عکاسان این شهر است . فرماندار وقت (۱۳۶۰شمسی) از این طرح پشتیبانی نمود و در آن سال اتحادیه ی عکاسان در این شهر آغاز به کار کرد، از فعالیتهای دیگر عکاسی می توان به حضور عکاسان سیار در پارکها ، باغها و تفریحگاههای سقز از قدیم تا بحال نام برد ، انها ابتدا با همان دوربین هایی که عکس سیاه و سفید می گرفتند در “سه یرگا” (محل کنونی اداره ی راهنمایی و رانندگی ) پل سقز(پل قدیمی بر روی رودخانه ی سقز که در سال( ۱۳۱۸)  توسط چکسلواکی ساخته شد) پارک کودک(۱۳۴۵) وپارک مولوی (۱۳۵۱) و مخصوصا روزهای تعطیل حضور داشتند و عکاسی می کردند ،با امدن دوربین های ” پلاروید” که عکس های رنگی فوری می گرفتند طرفدارن این نوع عکس ها بیشتر شد اگرچه در عکاسخانه ها تصاویر روتوش شده سیاه و سفید همچنان بازار گرمی داشتند و اصولاً نوع پرسنلی آن که برای امور اداری و تحصیلی کاربرد فراوانی داشتند.
در سال ۱۳۷۴ه ش دو برادر ارمنی که اهل میاندواب بودند در محل کنونی عکاسی “برادران ” مغازه ی خود را با نام ” برادران النیان” افتتاح کردند .   “رازمیک”و “خاچیک” پس از دو سال مغازه ی خود را با دوربین و تجهیزات به اقای ” سید محمد وفاییان” واگذار نمودند. ایشان هم در اوایل دهه ی ۵۰ شمسی مغازه اش را فروخت ، البته عکاسی برادران هنوز هم دایر است که مدیریت ان را اقای “احمد مراد خانی” به عهده دارند .از اواسط دوره ی ۵۰ عکاسی های دیگری اغاز به کار کردند ، پس از انقلاب فیلم های رنگی معمولی به بازار آمدند. بازار این عکس ها هم با توجه به کیفیت عالی و رنگ که عامل اصلی جذابیت این نوع عکس بود در ایران گرم شد . در این دوره فیلم ها و تلوزیون ها هم رنگی شده بودند و به اصطلاح دیدن تصاویر رنگی از هر نوعی که باشد مرسوم شده بود . در سقز هم مردم تصاویر رنگی را کمابیش می دیدند اما برای دیدن عکس رنگی خود باید مدت دو هفته را صبر پیشه می کردند تا عکسی را که مثلا در عکاسی مهتاب گرفته شده پس بگیرند .
ماجرا از این قرار بود که لابراتوارهای چاپ عکس رنگی تنها در شهرهای بزرگی مانند تهران و تبریز وجود داشتند و می بایست نگاتیوها را به تبریز می فرستادند تا عملیات ظهور و چاپ روی آنها انجام شود .با آمدن این سبک عکاسی ، کم کم بازار عکس های سیاه و سفید روتوش خورده و یا عکس های فوری رنگی از رونق افتادند .لزوم ایجاد لابراتوار عکس رنگی احساس می شد تا اینکه اقای ” هیوا زمانه سازی” این اقدام را به عمل اورد و در سال ۱۳۷۶ لابراتوار چاپ عکس رنگی فوجی ( fuji ) را در همان مغازه ای که سالها قبل آقای ” اسماعیل فرخی “  داشت ، دایر نمود.
در سالهای اخیر بر تعداد این لابراتوارها افزوده شده است. تحول دیگری در این حرفه ی هنری ، عکاسی دیجیتالی است ، در این نوع تصویر برداری کار ظهور و چاپ را کامپیوتر انجام می دهد . اکنون اکثر عکاسی ها نه تنها در سقز بلکه در شهرهای دیگر برای چاپ عکس پرسنلی از این تکنیک بهره می برند البته استفاده از “فتوشاپ” برای اصلاح لک ها و معایب احتمالی دیگر نیز در کنار عکاسی باب شده است .
لازم به ذکر است افرادی مانند آقایان ، “عزت بانه ای ” ، ” محمد عطایی ” ، “سفیدگر” ، “مرحوم اراس زمانه سازی ” ،”برادران عبادی” ، “برادران جهان افروز” ،”برادران باژیان” از عکاسان با سابقه ی سقزی هستند اکنون در هنرستان کار و دانش “دکتر حسابی ” رشته ی عکاسی در مقطع متوسطه توسط اقای “سلیمان محمودی” به صورت آکادمیک بنیانگذاری شده است.
“سلیمان محمودی” فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته ی عکاسی از دانشگاه تهران ، مدرس عکاسی هیئت علمی دانشگاه های هنر تبریز ، برنده ی جایزه ی دیپلم افتخار و روبان آبی فستیوال عکاسی هنری جیوانی کریسپی ایتالیا در سال ۲۰۰۴ میلادی و برگزیده ی اول جشنواره ی عکس ۲۰۰۶ چین در بخش معماری می باشد . او هم اکنون ریئس انجمن عکاسان سقز می باشد که اخیرا توسط  نامبرده و گروه دیگری از عکاسهای جوان سقزی پایه گذاری شده است و حدود سی نفر عضو دارد . از اعضای اصلی این انجمن می توان به آقایان “شمال مرتضایی” ، “انور رندانی” “اردشیر سعیدی” اشاره نمود.
از شاگردان او (سلیمان محمودی) “بهنام علایی” دانش آموز رشته ی عکاسی در تابستان ۸۴  موفق شد به مقام اول کشوری در مسابقات علمی کاربردی فنی حرفه ای دست یابد و به همین مناسبت بدون کنکور وارد دانشگاه شود .از جوانان علاقمند و مستعد دیگر سقزی که در رشته ی عکاسی در سطح دانشگاهی و یا به صورت تجربی در حال اموختن این هنر مدرن و کاربردی هستند می توانیم ” شمال مرتضایی” و “زانیار بلوری” دانشجوی کارشناسی ارشد عکاسی را نام ببریم .

بهجت خانم سلطانی اردلان- عکاس:تهامی

“هیوا رشیدزاده” و “بهنام رضایی” که علاوه بر داشتن ذوق عکاسی ، نقاشان خوبی هم هستند و مجدانه در راه کسب هنرهای تجسمی گام بر می دارند از دیگر علاقه مندان این هنر هستند .
در خاتمه حیف است از افرادی که عکاس نبوده اما در گذشته های بسیار دور دارای دوربین بوده اند و لحظاتی بیاد ماندنی را ثبت نموده اند ، یادی نکنیم .”سید غفور حسینی”( دارای سابقه ۵۸ سال کار دندانپزشکی تجربی) که اکنون ۷۳سال سن دارند با دوربینی که متعلق به ۶۵ سال پیش بوده از افراد خانواده ی خود عکس های خاطره انگیزی تهیه کرده اند که بسیاری از انها را بی دریغ در اختیار نگارنده قرار داده اند .

منبع:سایت شار نیوز

برای دیدن عکسهای قدیمی سقز به ادامه مطلب بروید... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط هه لۆ در ساعت 6:39 بعد از ظهر | لینک  |